الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

89

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

قرائن جداى از كلام - كه نزد مخاطبان ، حاضر و مشهود است - تكيه كرد . هم‌چنين در سبك گفتارى ، التفات « 1 » ، انتقال [ از موضوعى به موضوعى ديگر ] و چرخش در لحن گفتار ، فراوان است ؛ چيزى كه در نوشتن علوم و معارف ، به هيچ رو سزاوار نيست . براى نمونه در آيهء « يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخاطِئِينَ » « 2 » - كه بازگفتِ سخنان عزيز مصر است - چرخشى در خطاب وجود دارد كه عجيب مىنمايد . متكلم در يك سخن ، نخست ، به يوسف خطاب مىكند تا با دل‌جويى از او ، طرف او را بگيرد ؛ آن گاه به زليخا خطاب كرده ، او را سرزنش و توبيخ مىكند و در اين سبك ، بر قرينهء رو در رويى و خطاب تكيه مىكند . گاه نيز به طور ناگهانى ، از شخص يا اشخاصى ياد مىكند كه در گذشته ، از آنها يادى نكرده است . خداوند مىفرمايد : « عَبَسَ وَ تَوَلَّى . أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى . وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى . . . وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى . وَ هُوَ يَخْشى . فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى » « 3 » . در اين آيات ، سرزنش و عتاب وجود دارد ؛ سرزنش براى كسى كه چهره در هم كشيد و روى خود را برگرداند ؛ هنگامى كه نابينايى تهى دست نزد وى آمد . عتاب نيز براى كسى است كه از توجه به مؤمنى هدايت‌جو و شايستهء عنايت ، غفلت ورزيد . اكنون ، آن سرزنش و اين عتاب براى كيست ؟ ظاهر عبارت آيه ، بر چيزى دلالت نمى كند ، بلكه اين مطلب را شاهدان ماجرا مىدانستند .

--> ( 1 ) . [ تغيير خطاب از غايب به مخاطب يا بر عكس و مانند آن . ] ( 2 ) . يوسف ( 12 ) 29 : « اى يوسف ، از اين [ پيشامد ] روى بگردان و تو [ اى زن ] براى گناه خود آمرزش بخواه كه تواز خطاكاران بوده‌اى . » ( 3 ) . عبس ( 80 ) 1 - 10 : « چهره در هم كشيد و روى برتافت ؛ كه آن مرد نابينا نزدش آمد . تو چه مىدانى ؟ شايد به پاكى گراييد . . . اما آن كس كه شتابان نزد تو آمد ؛ در حالى كه از خدا مىترسيد ، تو از او به ديگران مىپردازى ( از او غافل مىشوى ) . »